بازم این روزهای تو
عزیزتر از جونم ،دندون ششم هم نمایان شد،بالا سمت چپ مبارکت باشه.
این روزها حسابی شیطنت می کنی میری در کابینت رو تا نیمه باز میکنی سرتو میبری تو و در رو ولش میکنی و می خوره به کلت و گریه می کنی ولی تو همون حالت بازم این کارو انجام میدی ،میبرمت کنار جیغ می زنی که چرا بردمت!!
وقتی دارم لباس تنت می کنم یکدفعه میپری بغلمو محکم فشارم میدی .
تازگی وقتی کسی می خنده تا هم با صدای بلند می خندی .
کلاغ پر بازی میکنی..یعنی عاشق و شیفته ی بازیتم ،وقتی میگم کلاغ ..دستت رو بلند می کنی و می گی پر و بعد خودت دست می زنی چون می دونی من بهت میگم آفرین و بعدش برات دست میزنم.
دیگه خیلی خوب تعادلت رو حفظ می کنی و وایمیستی ولی هنوز ترجیح می دی چهاردست و پا بری،گاهی چنان سرعتی میری که دست و پات تو هم گره می خوره و پخش زمین می شی.
وقتی به چیزی دست می زنی و بهت میگم نکن اخه.تو هم میگی خخخخخ ولی باز کارتو انجام می دی.
برات تخته مگنتی خریدم .وقتی میگم آدریان مشق بنویس انقدر خوشگل مداد رو می گیری و خط خطی می کنی که دلم ضعف میره.
ساعت خوابت بهتر شده گاهی تا 10 صبح می خوابی ولی کماکان 4 بار شیر می خوری.
عاشق بستنی هستی،بعداز اینکه تموم میشه می زنی زیر گریه و بازم می خوای!
هر روز عصر باید ببرمت بیرون چون دیگه تو خونه حوصله ات سر میره و بهونه می گیری .
خلاصه پسر جونم عاشق بند بند وجودتم و هر ثانیه از کنار تو بودن لذت می برم.


بازم این روزهای تو 

مامان الهه